نویسنده: محسن حیدری

18 فروردین یادآور آغاز سفر هفت ساله‏‌ی "ناصرخسرو قبادیانی" حكیم و شاعر ایرانی در سال 444 ق است. وی در این سفر از سرزمین‏‌هایى چون حجاز، مصر، بین النهرین و روم دیدن كرد.

حاصل این جهانگردی، كتاب مهم "سفرنامه" است كه از جهات مختلف ادبی، تاریخی و جغرافیایی اهمیت دارد. چرا كه وی در این اثر، مختصات جغرافیایی مناطقی را كه به آن‏ها سفر كرده، به طرز جالبی ثبت نموده و از زندگی، اخلاق، دین و آداب و رسوم مردم آن دوره سخن گفته است. 

ناصرخسرو به منطقه کنونی بختیاری نیز سفر کرده و از جمله درباره دو شهر "لردگان" (استان چهارمحال بختیاری کنونی) و "لنجان" (استان اصفهان کنونی) می نویسد:

"اول محرم از آن جا برفتیم و به راه کوهستان روی به اصفهان نهادیم. در راه به کوهی رسیدیم، دره تنگ بود. عام گفتندی این کوه را بهرام گور به شمشیر بریده است و آن را شمشیر برید می‌گفتند و آن جا آبی عظیم دیدیم که از دست راست ما از سوراخ بیرون می‌آمد و از جایی بلند فرو می‌دوید و عوام می‌گفتند این آب به تابستان مدام می‌آید و چون زمستان شود باز ایستد و یخ بندد، و به لوردغان رسیدیم که از ارجان تا آن جا چهل فرسنگ بود و این لوردغان سر حدپارس است، و از آن جا به خان لنجان رسیدیم و بر دروازه شهر نام سلطان طغرل بیک نوشته دیدم و از آن جا به شهر اصفهان هفت فرسنگ بود. مردم خان لنجان عظیم ایمن و آسوده بودند هریک به کار و کدخدایی خود مشغول".

ناصرخسرو همچنین تاکید می کند که ملوک پارس بر پهنه وسیعی از میانرودان (جنوبغرب کشور کنونی عراق) حکمرانی می کرده اند و می نویسد که به طور مشخص شهر بصره و ادامه آن تا بندر ماهشهر یا بندر مهروبان (در جنوب و جنوب شرق استان خوزستان) "به دست پسران اباکالنجار بود که ملک پارس بود". و اباکالنجار را از "دیلمی" ها معرفی می کند که می دانیم از مقتدرترین سیاستمدار دیلمی "عزالدوله بختیار" بوده و بسیاری از صاحبنظران ازجمله علیقلی خان بختیاری سردار اسعد در وجه تسمیه "بختیاری" معتقدند که واژه ی کنونی "بختیاری" پیوند صریحی با عزالدوله بختیار دارد.

اکثریت قریب به اتفاق اساتید علم جغرافیای تاریخی معتقدند که واژه "بختياری" به عنوان يك گروه یا یک جماعت انسانی برای اولين بار توسط ابوعلی مسكويه در قرن چهارم مطرح گرديد و آن را به ياران و هواداران "عزالدوله بختيار" از سران دیلمی اطلاق می کردند که در خوزستان و جنوب غرب ایران (یعنی قلمرو کنونی بختیاریها در 4 استان جنوب غرب کشور) حکومت داشتند.

واژه "بختياری" به عنوان پسوند هویتی برای نام یک شخص خاص در جنوب غرب ایران (خوزستان) نیز در همین دوره مشاهده می شود. در تذکره های ادبی قرن چهارم هجری، نام و اشعاری از یک شاعر پارسی سرای کهن با نام "بختياری اهوازی" به جای مانده است. که می تواند قرینه ای بر سخن ابن مسکویه و تاییدی بر نظریه سردار اسعد باشد.

اگر مشاهدات ناصرخسرو و نظریه سردار اسعد و تاکیدات اساتید علم جغرافیای تاریخی (که همگی آنها "بختیاری" را در پیوند با عزالدوله بختیار دانسته اند)، را کنار هم قرار دهیم این فرضیه مطرح می شود که حاکمان بصره که ناصرخسرو ایشان را در اواخر قرن چهارم از "ملوک پارس" دانسته از اخلاف بختیاریهای کنونی هستند. و لازم است در این باره پژوهش های علمی مفصلتر صورت گیرد تا ابعاد و زوایای مختلف این فرضیه روشن گردد.

منابع:


سفرنامه حکیم ناصرخسرو، بکوشش دکتر سیدمحمد دبیرسیاقی، نشر زوار 1369


تجارب الامم، ابن مسکویه رازی، بکوشش ابوالقاسم امامی، نشر سروش 1379


تاریخ بختیاری، علیقلی خان سردار اسعد، بکوشش جمشید کیانفر، نشر اساطیر 1376