پیشینه تاریخی ایل جانکی بختیاری در شادگان
ایل جانکی بختیاری در کنار 3 تیره دیگر یعنی ایل دورکی بختیاری (که در برهه ای از زمان شهر شادگان به نام ایشان "دورک" یا دورق نامیده میشد) و ایل بهداروند بختیاری (در هویزه) و ایل آسترکی بختیاری نقش مهمی در حمایت از شیعیان تحت ستم مملکت عثمانی و بازگرداندن بصره به آغوش ایران ایفا کردند. در اسناد به نقش ایلات بختیاری ازجمله ایل جانکی (و پیوستارهای آن ازجمله مکوندی و تاتالی) و ایل آسترکی و دورکی در آزادسازی بحرین نیز اشاره شده است.
پس از درگیری محمدتقی خان بختیاری با قاجارها، به فروپاشیدن قدرت وی همت گماشتند. و ایل جانکی بختیاری که خط مقدم نیروهای محمدتقی خان در جنوب غرب خوزستان بود، مجبور به ترک موقعیت خود در شادگان شدند. اندکی بعد از سرکوب محمدتقی خان بختیاری، طوایف عرب و عربزبان جنوب غرب خوزستان ازجمله اولاد شیخ ثامر کعبی نیز به حاشیه رانده شدند و انگلیس توانست قدرت شیخ المشایخ کعب را کاهش دهد و خاندان مجعول جابرخان (پدر مزعل و خزعل که انتساب آنها به عربها دقیقا مشخص نبود و در افواه وی را غیرعرب و هندی و دشمن شیخ المشایخ کعب می دانستند) را در خرمشهر و سپس اطراف آن برتری بخشد.
عبدالغفار نجم الملک از رجال عهد ناصرالدین شاه در گزارش سفر خود به خوزستان می نویسد:
"جلگه ی میان آب، مسکن اعراب شادگان است. از طایفه ی ضیغم و رعایای جانکی که سالها بود آنجا توطن داشته اند، امسال [1299 ه.ق] حسینقلی خان [بختیاری] همه ی آنها را حرکت داده، فرستاده به سمت جانکی و املاک خود. لهذا رعیتی میان آب، ناقص مانده".
نوشتار نجم الملک چند نکته را روشن می کند:
1. حداقل دو طائفه از مردم بختیاری تا عصر ناصرالدین شاه در شادگان زندگی می کرده اند.
2. آخرین طوائف بختیاریها که بنابه دلایلی تصمیم به مهاجرت از شادگان گرفتند، طایفه ضیغمی و جانکی نام داشتند و ضیغمی های موجود در منطقه احتمالا بازمانده ضیغمی های بختیاری هستند.
3. طوایف بختیاری شادگان جمعیت قابل توجهی بودند و رقم مهمی از مالیات سالیانه شهر شادگان را پرداخت می کردند به گونه ای که پس از خروج ایشان از شادگان، "رعیتی میان آب ناقص مانده".
4. دولت انگلیس که به دنبال نفوذ در جنوب ایران بود از طریق عواملش نظیر معتمدالدوله، اتهام پراکنی سنگینی را متوجه حسینقلی خان بختیاری نمودند و در کوره دوقطبی عجم-عرب دمیدند تا بتوانند در پناه افزایش تنشهای ساختگی، تیره های گوناگون ایرانی را از شهرهای جنوبغرب خوزستان بیرون رانده و یا به تغییر زبان وادارند. و در فاز دوم کوشیدند به جای سران طوایف عرب، مزدوران مجهول الهویه نظیر جابرخان را در خرمشهر علم کنند تا در فاز سوم بتوانند نقش دایه دلسوزتر از مادر را ایفا کرده و با استناد به عربزبان بودن مردم جنوبغرب خوزستان، خواستار جدایی شیخ مجعول الهویه خرمشهر شوند.
گفتنی است در طومارهای مالیاتی کشور در دوره زندیه، مرزهای حوزه مالیاتی "رود زرد" از بولواس یا ابوالعباس (در باغملک فعلی؛ موسوم به جانکی گرمسیر) تا شادگان می باشد که بنوعی اشاره به یکپارچگی قلمرو ایل جانکی بختیاری و امتداد آن تا شادگان دارد. حکمی از کریم خان زند در دست است که فردی از بختیاریها به نام غالب فرزند شهن را مأمور تادیه مالیات حوزه رود زرد از بولواس در باغملک تا شادگان نموده است که امروزه اولاد شهن در منطقه جانکی ساکن هستند.
گفتنیست رود "تاب" (که امروزه جراحی نامیده میشود) از دو شعبه تشکیل میشود. شعبه شمالی به نام آب زلال و رود زرد که از کوه منگشت در منطقه ایل جانکی بختیاری سرچشمه میگیرد.
علاوه بر دو طائفه ضیغمی و جانکی که بنابه نوشته "نجم الملک" دارای اصالت بختیاری بوده و مجبور به مهاجرت از زمینهای اجدادی خود در شادگان شدند، ایل لرزبان ساکی (که امروزه در شمال خوزستان، لرستان، ایلام و همدان زندگی میکنند) و ایل لرزبان باوی (که در باشت و کهمره یا کمره کهگیلویه زندگی می کنند و کمری نامیده می شوند و گاه به خاطر یک سوتفاهم که باوی کهمری را بغلط عرب میپندارند، "عرب کمری" نامیده میشوند) نیز از محدوده تحت مناقشه اولاد جابرخان مجعول الهویه خارج شدند. اما برخی از افراد ایشان که در شادگان و... باقی ماندند امروزه به عربی صحبت می کنند. این بخش از مردم بومی شادگان و حومه، به اقتضای روابط اقتصادی و بازرگانی با همسایگان ازجمله حوزه خلیج فارس، زبان عربی را در مناسبات روزمره خود به کار گرفتند و پدیده اختلاط فرهنگی شامل لرتباری و عربزبانی را رقم زدند که موضوع نوشتاری جداگانه است.
منابع :
1- ریاض الفردوس خانی،میرک حسینی،بکوشش ایرج افشار،بنیاد افشار، 1385
2- سفرنامه خوزستان،نجم الملک،بکوشش محمد دبیرسیاقی
3- بختیاری در ادوار تاریخ از آریوبرزن
تا سردار اسعد،حسین سعادت نوری،بکوشش محسن حیدری،نشر تمتی 1395